Saturday, January 14, 2006

پرواز




امشب

شمع هایم را روشن کردم

و موزیک هایم

و گذشته ام را به دود دادم

بار سنگینی

چقدر سبکم امشب

Thursday, January 12, 2006

عکس


از قاب خیس پنجره ای
نوایی می آمد
و من روزها
در پی آن
چهره ای می ساختم
و گاهی چند
شبیه بودند به آنچه دیدم
حالا همه
نزدیکتر می نشینند

Tuesday, January 10, 2006

ترفند


بازی بیگانه دستی
پنج دقیقه با من بود
و رفت
و فراموش کرد
و شاید روزی دیگر
در همانجا
یا دیگر
باز بیاید پنج دقیقه باشد
و برود

Sunday, January 08, 2006

تمنا


گفت وبلاگت را می خواند؟
گفتم حتما
پرسید می داند دوستش داری
گفتم می داند ولی تقصیر من بود
اما چاره نداشتم
خودش هم می داند
باز هم می گم
دوستت دارم

Friday, January 06, 2006

اما برایت


شاید عجیب بود
اما برایت
هیچ مطمئنی را دست نگرفتم
و هیچ راه را
و دوری را
اما برایت
پریدن را تکرار
و جستن
و دوری از بود
اما برایت

Wednesday, January 04, 2006

Toronto Winter Rain


وقتی بیدار شدم
از رختخواب نمی خواستم بیام بیرون
دوش گرفتم
آمدم بیرون
بارون می آمد
نمی خواستم بروم تو
حالا تنها
دارم می نویسم

Saturday, December 31, 2005

2006 Happy New Year 2006


Dear Friends, relatives and you special one
My parentsAliandnaiermylovelysisterandbrotherpejvakanadpedram

andyouallmybelovedfriendandyouspecialoneginamaryamhelenafarid

bardiamarjanminoohomaamandachristinesiminkumiyukomaniaranko

mamiemiheesunsoohyongkanaeimasumitoniseramattlisanattyjamie

gabrielleabbycrisninayasamanmichellemehranshahabmohsenseid

siyamakniloofaronuramirshahryarhoomanaidinalahealikitparisamahsa

simaarashelhammehrnooshrahimeltefatjamshidazinatoosabehnamramin

allaaryanyasharshabnamfarzinasalsepidehbaharehramtinnedamehdifarshad

feryaljiwonkavehhamidmarykazemmanihootanmeratmaziarneginparivash

parvinsalarsalmaandrubeverlychisatohazelkatayoonmohammadnahidemad

hamidehkatehomajalehmobinanarimansamkellyporoshaathoseinjerardo

gitiironkamranshahramtarotorontoiraniangrouphayedehhassan

(if I forget your name pls let me know)


A big "Thank You" to each and everyone of you, for the huge help and kindness. I are sure that
without you, 2005 would have been extremely boring. I am counting on your continued support in 2006 and in the future ahead of us...........................................

I wish you all a magical Festive Season filled with Loving Wishes and Beautiful Thoughts.

May 2006 mark the beginning of a Tidal Wave of Love, Happiness and Bright Future.

Tuesday, December 27, 2005

مانی آ


پولک های لباست
کف خانه ام
روی مبل
و تخت را طلایی کرده
آیا صدایت فاصله است
و یا نگاه
پولکها برق می زند

نوشتن




شاید وسواس بیهوده ای است
روزهایی است که برای نوشتن روز نیست
روزهای پر سر و صدا
و شاد
اما برای نوشتن نیست

Wednesday, December 21, 2005

Merry Christmas

Merry Christmas
با یکدیگر به مزامیر و تسبیحات و سرودهای روحانی گفتگو کنید و در دلهای خود به خداوند بسرایید و ترنم نمایید
افسیان 19-5

Tuesday, December 20, 2005

آواز


خوش ترین ایام عمرم
لحظه های آواز خواندنم بود
و می خواندم
فریاد می زدم
و صدایم
از شعرهایم می گفت

Tuesday, December 13, 2005

عصرهای نینا


عصرهای من رنگ و بوش عوض شده
ولی همان حس را داره
عصرهام اینجا بوی غذا و ادویه کره ای میده
کمی اسپایسی و با الکل که گاهی از مختصر فراتر است
دوستش دارم
و لی به جرات دلم برای عصرهایی که با او داشتم
کافی شاپ کازه مرکز خرید ونک
تنگ شده

Monday, December 12, 2005

دوست


این راه کجا میرود
اولین بار است گذاشتم خودش برود
کمی شناوری
و شاید مسئولیتی بی تعهد

Friday, December 09, 2005

ایست


گاهی اتفاق می افتد
دیدن حرکت عقربه دقیقه
و همان یک لحظه
معنای حرکت یا سکون است

Wednesday, December 07, 2005

مرگ


هر وفت خواستید بروید
بروید ایران
خودش خواهد برد شما را
شاید حتی شهید شناخته شوید
و شاید اولین و بزرگترین مرده شهر
بروید که هوا هم
شما را خواهد برد

Tuesday, December 06, 2005

Wish You Were Here



I fall asleep thinking of you.
Dreaming of things i wish were true.
As i wake i shed a tear,
cause i awake with out you here


By Keith D. McCoy

Sunday, December 04, 2005

نه در ماندن سکونی


پایم توان ماندن نداشت
می لرزید که برود
هوایم ماندن بود
نفس نداشت
خانه ات دلگیر نبود
دلت با من نبود

Saturday, November 26, 2005

شاید


از عشق دور مانده ام
یا او از من
نوشتن هم درمان نیست
و الکل
و بی خوابی
شاید همان گذر قدیمی است
که گاهی سر می زند
شاید

Friday, November 25, 2005

بالا


فرق نمی کند کدام کتاب
از کدام مرد
و چرا فقط مرد
شب می خوانیش یا صبح
و شاید پنج بار
هرچه هست از درون می خوانیش
و می دانی که هست
و خوب بودن