Monday, March 31, 2008


چه سفیدم این روزها

شرابم را سر میکشم

نگاهت می کنم

و

غرق آغوشم

Monday, March 24, 2008


راه رفتن

همیشه معنای رفتن ندارد

تو

در راه کوتاه تر

گمراه تری



Breaking my back just to know your name
Seventeen tracks and I've had it with this game
I'm breaking my back just to know your name
But heaven ain't close in a place like this
Anything goes but don't blink you might miss
Cause heaven ain't close in a place like this
I said heaven ain't close in a place like this
Bring it back down, bring it back down tonight
Never thought I'd let a rumor ruin my moonlight

Well somebody told me
You had a boyfriend
Who looked like a girlfriend
That I had in February of last year
It's not confidential
I've got potential

Ready? Let's roll onto something new
Taking its toll and I'm leaving without you

'Cause heaven ain't close in a place like this
I said heaven ain't close in a place like this
Bring it back down, bring it back down tonight
Never thought I'd let a rumor ruin my moonlight

Well somebody told me
You had a boyfriend
Who looked like a girlfriend
That I had in February of last year
It's not confidential
I've got potential
A rushin', a rushin' around

Pace yourself for me
I said maybe baby please
But I just don't know now
When all I wanna do is try

[x3]
Somebody told me
You had a boyfriend
Who looked like a girlfriend
That I had in February of last year
It's not confidential
I've got potential
A rushin', a rushin' around








Thursday, March 20, 2008

سال 7030 - 1387 مبارک




نو بهار آمد و شد باز دل من دیونه

گل پونه نعنا پونه
***
سبزی پلو با ماهی
سفره هفت سین من
و این عشق
و هدیه ای از خدا



جواد بدیع زاده

Tuesday, March 11, 2008






بدت را نمی خواهم


نزدیک است دوباره


با سر به در آمدنت


و بد که من نیستم

Thursday, March 06, 2008



گاهی دوست داری چیزی بنویسی و دو دلی


مثل امشب که من کلی عکس را دوره کردم


دلم برای خیلی از آن روزها تنگ شده بود


دلم گرفت و دوباره


نمی دانم زدم


یاد این نوشته قدیمی ام افتادم


***


چقدر تنها است اشک من


اگر مردانه بگریم

Monday, March 03, 2008



صدای سه تار همیشگی


خنده تو دخترک


و چند جمله انگلیسی


و آغوشهایی همیشه گرم


و این سه سال


که من


چقدر راه رفتم


و شادم

Wednesday, February 27, 2008



بیست و چند سال بیشتر ندارد

آغوشش گرم

و

همیشه باز است

خنده هایش حقیقی تر از صورتش

شاید

جمعی از

معنای زندگی باشد

Saturday, February 23, 2008



من هنوز همان عاشقم

چه نیرویی است در من

همان زمان که همه

فکر می کنند غمی هست

اما من هنوز همان

مرد عشقم

با تویی دیگر

که همین روزها

دوباره

ما می شود

Wednesday, February 20, 2008

Thursday, February 14, 2008


هر کس به من یک چیزی می گوید
یکی می گوید موزمار ...، یکی می گوید تو بهترینی، آن یکی بعد از سکس می گوید پیمان تو حرف نداری ، یکی دیگر می گفت بدجنس، یکی می گفت دیوووووووونه، آن یکی آنقدر عاشقم بود که برام شعر می نوشت ، یکی دیگر بود که می گفت
You are a kiss master
آن یکی باز می گفت
one more time pls.
آن یکی خل شده بود و مدام غش می کرد، می گفت استخوانهات که به تنم می خوره بیشتر عاشقت می شوم ، همان قبلیه می گفت من اگر بخوام شوهر کنم فقط تو..، یکی دیگر بود که می گفت اینقدر بهت میدم بخوری که چاق بشوی، یکی دیگر از همان ها می گفت من عاشقتم ولی تو زندگی خصوصی من چیکار داری ، یک دیگرشون می گفت تو اینقدر خوبی که من بدردت نمی خورم حتی به مامانم هم همین را گفته بود : خانم جوزی من برای پسر شما خیلی کمم ، یکی دیگرشون می گفت من بچه ام را از تو می خوانم انگار من ...، یکی دیگر می گفت تا هر وقت که بیای کوه من باهات می خوابم ، یکی دیگر حسودیش می شود که من چرا اینقدر شعر نوشتم تا حالا و سهم آن کمتر از بقیه است
من که با ساز همه شما یکنفر خوب رقصیدم ، با ساز بقیه هم باز خوب می رقصم
مهم این است که ولنتاین است و همدیگر رو دوست داشته باشیم
***
پی نوشت : در این روز و شب گرامی شب اول قبر را فراموش نکنید، دقیقا مثل شب اول ازاله بکارت است

Monday, February 11, 2008


این روزها

دوباره در حمام آواز می خوانم

در خیابان از ویگن زمزمه می کنم

و هر صبح رادیو گوش می دهم

و هنوز خوبان را در کنارم دارم

Thursday, February 07, 2008

Pretty face don't make a pretty heart


"بعضی ها اینجوری هستند دیگر ، یعنی به عیب خودشان کورند و به عیب دیگران بینا"
برگرفته از داستان : موش و گربه ، تیز دندان ماهیچه دوست

Monday, February 04, 2008



یک دو جام

شراب آلبالو

دیدن فیلمی در خواب

یک رختخواب گرم

دختری زیبا




In Napoli where love is king
When boy meets girl here's what they say

When the moon hits you eye like a big pizza pie
That's amore
When the world seems to shine like you've had too much wine
That's amore
Bells will ring ting-a-ling-a-ling, ting-a-ling-a-ling
And you'll sing "Vita bella"
Hearts will play tippy-tippy-tay, tippy-tippy-tay
Like a gay tarantella

When the stars make you drool just like a pasta fazool
That's amore
When you dance down the street with a cloud at your feet
You're in love
When you walk down in a dream but you know you're not
Dreaming signore
Scuzza me, but you see, back in old Napoli
That's amore

(When the moon hits you eye like a big pizza pie
That's amore
When the world seems to shine like you've had too much wine
That's amore
Bells will ring ting-a-ling-a-ling, ting-a-ling-a-ling
And you'll sing "Vita bella"
Hearts will play tippy-tippy-tay, tippy-tippy-tay
Like a gay tarantella

When the stars make you drool just like a pasta fazool)
That's amore
(When you dance down the street with a cloud at your feet
You're in love
When you walk down in a dream but you know you're not
Dreaming signore
Scuzza me, but you see, back in old Napoli)
That's amore
Lucky fella

When the stars make you drool just like a pasta fazool)
That's amore
(When you dance down the street with a cloud at your feet
You're in love
When you walk down in a dream but you know you're not
Dreaming signore
Scuzza me, but you see, back in old Napoli)
That's amore, (amore)
That's amore

Monday, January 28, 2008

A thin line between love and hate


به همین نازکی است

دیده نمی شود ولی خوانده می شود

Monday, January 14, 2008




آرامش می دهد
گاهی به خیالی رفتن
بار را سبک می کند این بازی رویاها
گوشه ای نشسته ای
تنها
خیالی می بافی
چند سالی به جلو می روی
مگسی می آید
سرت تکانی می خورد
و هنوز روی صندلی
سرجایت نشسته ای
چه آرامشی دارد این بازی گمان






lyric

Saturday, January 12, 2008


تقریبا 3 سال پیش بود که آمدم اینجا

تورنتو را می گویم

زندگی خوب بود، کار می کردم ، گاهی درس می خوندم و دوستان زیادی را پیدا کردم

تقریبا 2 سال پیش بود که دختری از قاب خیس پنجره اش برای من دست تکان داد

دستش تکان می خورد و من به سادگی دستش را گرفتم

یک هماهنگی موزون شاید در جهانی موازی

یک روز من فهمیدم که کتاب دارم

یک روز او دوچرخه اش را سوار شد و من کودکش را دیدم که به سمت خیابان یانگ رکاب می زد

تصمیم گرفتیم که یک سقف داشته باشیم

چند روز بعد برای من کاری کرد

جلوی همه ایستاد

گفت می خواهم که تو نگران ماندت نباشی

گفت این کمترین کاری است که می تواند برای من بکند

و به من گفت حرف نزنم

حتی تشکر هم نکنم

حالا من یک شهروند قانونی هستم

حالا من برای همیشه چشمانم پنجره می بیند

من خود یک پنجره ام

***

...تنها راهی بود که







Thursday, January 10, 2008


آسان ایستاده بودم

قدش کوتاه تر بود

از بالا نگاهش می کردم

گاهی از اطرافش

با زیبایی صورتش

به اغما می رفتم

نازنین بود

اما گاهی شیطان در گوشش می نشست

هر چه بود

باوری از عشق بود

Thursday, January 03, 2008

Monday, December 31, 2007


شبها

به ما سخت می گذرد

پس هر لحظه اش

دل فشرده می گردد

و فشرده تر

و من

نمی دانم می زنم

و در نمی دانم مانده ام باز

Monday, December 24, 2007


سخت ترین قسمت زندگی

وقتی است که می بینی

عزیزترینت

در اشتباهی کم جبران

پافشاری می کند

و تو هر چه بگویی

از نقطه ای کمتر است

چون نمی داند چرا

و

می دانی که در خسران است

و تو

وا مانده ای

چون او

کله شقی بیش نیست

***

جبرانش بسی مشکل است