Thursday, September 29, 2005

خواب

هوای جدیدی بود
تعلق خاطر نداشت
اما
نفس را تازه کرد

Monday, September 26, 2005

امروز و امشب

به خاطر تمام امکاناتی که دارم
به خاطر همه آسایش و آرامشی که دارم
و به خاطر تمام لطفها و نعمتها
از خدا و خانواده ام متشکرم
آمین

Wednesday, September 21, 2005

KLMB

KLMB
واقعی بود
اثرش را هنوز احساس می کنم

Monday, September 19, 2005

I am persian

Iran is a land of extraordinary diversity, geographically, climatically and ethnically. To many Europeans the word Persia is evocative of beautiful works of art- carpets, tiles, fine ceramics, miniatures and metal-work. Or they might think of Persian poets such as Hafez, Saadi or Omar Khayyam, who are often quoted in translation. Yet these artistic and literary accomplishments all date from the Islamic era. Much less well known, but no less fascinating, are the art and history of ancient Persia, or Iran.
Although the very early history of man in Iran goes back well beyond the Neolithic period, it begins to get more interesting around 6000 BC, when people began to domesticate animals and plant wheat and barley. The number of settled communities increased, particularly in the eastern Zagros mountains, and handmade painted pottery appears. Throughout the prehistoric period, from the middle of the sixth millennium BC to about 3000 BC, painted pottery is a characteristic feature of many sites in Iran.


continue

Friday, September 16, 2005

دعای تو

هر آنچه که در ذهن توست
به یقین همان دعایی است
که
صبح مرا شاد کرده
او را دوست دارم

Monday, September 12, 2005

ایرانی

:یک ایرانی تو اتوبوس می گفت
یک ایرانی را می شناختم که خوشبختانه دیگر نمی شناسمش
دیدم من هم دیگر بعضی ها را نمی شناسم




...............................

Friday, September 09, 2005

جدار


خوب بود صدای نفسهای من
در درآميختن با تو
اما
شايد جداری بود

چرا


داشتم فراموشت می کردم اما باز دوباره دیدمت تو غمها غوطه ور شدم چرا؟
داشتم فراموشت می کردم اما تا صدات رسید به گوش من شکستم بی صدا چرا؟

Tuesday, September 06, 2005

من سبزم


سبز تر از من نخواهد بود
بهار هر ساله ات
من
در باد قدم می زنم

Monday, September 05, 2005

گوشه دایره

در دایره، چرخیدنت را
از این دور می بینم
عجیب این است که هنوز به دنبال گوشه اش هستی

Wednesday, August 31, 2005

چهار سال پیش

نهم شهریور
چهار سال پیش
نهم شهریور
امسال

Monday, August 29, 2005

دامن تو

گیتار کهنه من
همان ساز تنهای تنهایی من
تنهاتر از همیشه
در غربت گرد گرفته تو
بی صدا شکسته
روزی گیتار من هم
دامنت را خواهد گرفت

Friday, August 26, 2005

مرگ تو

کشتن
حتی کشتن در میان کلمات هم کار ساده ای نیست
اگر از کاشتن با کشتن برسی
دیگر ساده نخواهد بود
تو را در میان کلمات کاشتن و کشتن
آیا محال است ؟

Wednesday, August 24, 2005

این وسیع

یک تبادل یک طرفه
نه یک تخلیه
شاید دزدی محترمانه
حالا راحتترم
اما گاهی
روحم
از بودنت در این وسیع
به خارش می افتد

Wednesday, August 17, 2005

گور خالی من

این گوری که سرش گریه می کنید مرده توش نیست

Thursday, August 11, 2005

نوزاد نابغه

همه چيزازوقتي شروع شدكه به دنيا آمدم.اولين بار وقتي دكتر بادستهاش منواز شكم مادرم درآورد ودوتازد دركونم به جاي گريه گفتم:آخ كس كش.دكتر يك لحظه جاخورد.اما بعدفكركرد يكي از پرستارهاست ومنو زمين گذاشت وبعداز دعوا اونواز اطاق عمل بيرون كرد.يعني چي؟چه اتفاقي درمورد من افتاده بود.مگه نه اينكه يك نوزادنميتونه فكركنه؟پس چطور من تمام اتفاقاتي كه دركنارم مي افتاد راميفهميدم؟وقتي به اطاق بچه ها رفتم.دختري كه كنارم خوابيده بودخيلي به من نگاه ميكردوميخنديد.باخودم گفتم نكنه كونه؟اما نه،آخه بچه 1 روزه هم مگه كون ميشه؟تصميم گرفتم كمي درمورد خودم فكركنم.چي شده كه من اينطوريم واين خصوصيت رو دارم.خدايا داشتم ديوونه ميشدم.آخرين چيزي كه به يادم مي اومداين بودكه من يك زن را داشتم ميكردم.آخه پس چطور سراز اينجا درآورده بودم.نكنه مثل بعضي از بچه ها كه از پدرو مادرشون بعضي مريضيها رابه ارث ميبرند من از پدرم عقلشو به ارث بردم.يعني همچين چيزي ممكنه؟

خانه عمو

صداي تار و ستار و دف و سنتور
اينجا
حال تازه اي داشت
با خود فريبي نوازنده جوان
ولي خوشايند

Friday, August 05, 2005

قهوه ترک


فنجان هایی که هر روز غروب
داغ می نوشیدیم
تا مام برایمان از امروزی که اینجا هستیم
و حال قدرش نمی دانیم
بگوید
چه گرم بود نوازش قهوه

Thursday, August 04, 2005

تو

اینجا را بدون تو دوست دارم
او می گفت
من باور نمی کردم
راست می گفت
اینجا را بدون تو دوست دارم